تمام شعر هایم زیر سر توست
پر می زنم در اسمان چشم های روشن تو
زندانی هم در راه راه ابی پیراهن تو
در زندگی شکل محالی از خطا بودم چه شد که
لغزید انگشت ظریفم بین مو و گردن تو
رد شد نسیم شرجی خرداد گرم آرزو هام
از انزوای سوز سنگین سکوت بهمن تو
شاعر نبودی وتمام شعر ها زیر سر توست
شاعر شدن هایم تماشایی شده در دامن تو
باید بر ویانم میان صخره های حس بکردم
مجموعه ی گل واژه هایی تازه از اویشن تو
در من بپیچ راه های رفته را برگرد در من
تا زندگی می بخشد اینجا هر نفس روییدن تو
امشب مسافر می شوی اسمان می بارد ارام
از قلهک چشمان من تا اخر راه اهن تو
<نسیم پریشان>








